تبلیغات
قافیه قافیه

 

ای برادر تو همه اندیشه‌ای!
همه چیز تمام شد، حباب پرسپولیس رویایی که  مدیران سازمان تربیت بدنی مژده تشکیل آن را در  ابتدای فصل داده بودند، در همدان ترکید، هر چند  توخالی بودن شعارهای آنان از ابتدا و پس از  تغییرات پی در پی مدیران و مربیان که به مثابه  چنگ زدن به در و دیوار بود، مشخص شده بود،  چهره ماتم زده هواداران سرخ‌پوش در پایان  شکست مقابل پاس همدان دیدن داشت! آنها که  از قهرمانی دوباره در لیگ برتر و البته کسب  سهمیه لیگ قهرمانان آسیا با حصول عنوان  سومی، ناامید شده بودند تنها بخت شان را برای  تصاحب این مهم در جام حذفی دنبال می‌کردند  که  آنهم ...!
اگر به عقب برگردیم و شرایط پرسپولیس را پس  از قهرمانی شورآفرین در ثانیه‌های آخر لیگ  گذشته را تا به امروز مرور کنیم به تحلیل واقعی‌تری از ماجرا دست خواهیم یافت.
افشین قطبی پس از یک سال پر از سنگلاخ دست به کار بزرگی زد و پرسپولیس را قهرمان کرد، اما فشار کار آنچنان زیاد بودکه او عطای کار را به لقایش بخشید و پرسپولیس را ترک کرد. پس از او حبیب کاشانی به دلیل اختلاف واضح با رییس سازمان تربیت بدنی و پس از یکسال عملکرد موفق مجبور به ترک باشگاه شد؛ اوضاع آنچنان بحرانی بود که علی‌آبادی شخصا دست به کار شد؛ او که به خوبی از اهمیت پرسپولیس نزد هواداران و برد خبری آن آگاه بود، قطبی را با کوهی از وعده‌ها و چک‌های عابر بانک منصوب‌اش در پرسپولیس (هدایتی) به ایران برگرداند، او با این کار با یک تیر 2 نشان زد هم خاطره حضور موفق مدیریت کاشانی را از خاطره هواداران پرسپولیس زدود، هم حمایت آنها را برای خود کسب کرد! قطبی به اسطوره هواداران تبدیل شده بود و حضور دوباره او در ایران موج حمایتی فوق‌العاده‌ای را به همراه داشت.
حرکت بعدی رییس، تحمیل گزینه‌های مورد نظرش به هیأت مدیره پرسپولیس بود، حسین هدایتی ثروتمندی بود که برای تصاحب پرطرفدارترین تیم آسیا، حاضر به هر گونه خاصه خرجی شد؛ محمد آخوندی 29 ساله‌ که از نزدیکان علی‌آبادی و سخنگوی سازمان تربیت بدنی به شمار می رفت و  ید طولایی در کوبیدن مخالفان سازمان و تخطئه آنان داشت؛ مجید فرخزادی که به مانند مهره‌ای کارساز جهت‌گیری‌های هیأت مدیره را در صورت تقابل با نظرات سازمان با رای خود به سود علی‌آبادی و دوستان تغییر می‌داد و البته در پی جهت دهی به لیدران باشگاه هم بود و در نهایت داریوش مصطفوی که یک مجری صرف دستورات بالا که کوچکترین اختیاری از خود نداشت.
علی‌آبادی سعی در انجام برنامه ریزی موفقی داشت و البته می‌دانست در صورت موفقیت قرمزها، چه پتانسیل عظیمی را  پشت سر خود و مقامات بالاتر خواهد داشت. اما خب، همیشه اوضاع طبق میل همه پیش نمی‌رود، به خصوص آنکه تخصصی لازم در کار هم نداشته باشید. فیروز کریمی حرفش را جایی به زبان آورد که بعدها در اثر فشارهای وارده، مجبور به عذرخواهی از رئیس شد؛ "علی‌آبادی مدیر خوبی است، اما در حوزه شهرسازی، نه ورزش!
اما رییس چندان به این قضیه باور نداشت و ظاهرا پرسپولیس را تیم هم محله‌ای‌هایش تصور می‌کرد که قرار است با محله بالاتر مسابقه دهد!
طبق همین استدلال و با پشتیبانی از پول های هدایتی که با وعده دادن سهام پرسپولس حسابی شارژ شده بود، تقریباً تمامی ستاره‌های لیگ را به پرسپولیس آورد، ستاره‌هایی که هر تیمی آرزوی داشتن یکی از آنها را داشت؛ قطبی، سرمربی موفق فصل هشتم؛ مشکل مالی هم كه در کار نبود! سازمان و اعوان و انصارش هم پشت سر پرسپولیس بودند، پس قهرمانی در ایران که هیچ، قهرمان آسیا نیز می‌شدند!
اما ... از قضا سرکنگبین صفرا فزود! فریاد همه مربیان حاضر در تیم به هوا رفت که اینجا همه ستاره‌اند و هیچ کس کارگر نیست. علی‌آبادی و دوستان خیلی زود متوجه شدند که اگر ساختار صحیحی برای فعالیت وجود نداشته باشد،با هزینه های سرسام آور نیز کوچکترین تغییری حاصل نخواهد شد.
ساختارهایی که علی‌آبادی و دوستان به تأسی از دولت متبوع‌شان کوچکترین اعتقادی به آن نداشته و ندارند!
تصمیمات لحظه‌ای و بی‌منطق را به نام کار كارشناسی تحویل مخاطبانی دادند که تمام سهم آنها از فوتبال پرسپولیسی بود که عاشقانه دوستش داشتند!
اما دیگر بسیار دیر شده؛ مجبور شدن قطبی به استعفا، برکنار کردن مصطفوی و آوردن انصاری‌فرد که سابقه‌اش در مدیریت اظهرمن‌المشس است، آوردن پیروانی، آوردن وینگادا، اخراج پیروانی، اخراج قریب‌الوقوع وینگادا و ... نمونه‌ای از تشتت، سردرگمی و تلاش نافرجام آنها برای نجات پرسپولیس و در اصل نجات خود است، تلاشی به مثابه حنایی که دیگر رنگی ندارد!
پرسپولیس باید می‌باخت، چون نه تیم فوتبال و نه حتی یک باشگاه بود چرا که بسیاری از تیم‌ها حتی نیمی از هزینه‌های پرسپولیس را نداشتند؛ پرسپولیس آش شوری شده بود که آشپزهای فراوانی را روی سر خود می‌دید، به قول عادل فردوسی‌پور آن مسئولانی که در مواقع برد نفر اول هستند و پای ثابت همه عکس‌های یادگاری امروز کجا هستند تا پاسخ روح سرکوب شده و احساسات جریحه‌دار شده میلیون‌ها طرفدار پرسپولیس را بدهند؟!

+ نوشته شده در شنبه 26 اردیبهشت 1388ساعت 03:03 ب.ظ  |

نظرات()